توکل راهبانه در تصوف !!
یکی دیگر از موارد نفوذ رهبانیت در تصوف اهمیت فوق العاده دادن به ( توکل )
است .
راهبان دیرنشین به توکل افراطی ممتاز بودند و حتی کار کردن برای کسب روزی و دوا خوردن و معالجه مرض را مخالف توکل می شمردند و این گونه کارها را از ضعف ایمان و یقین می پنداشتند!
پرواضح است که این گونه از توکل در اسلام جایگاهی ندارد و توکل اسلامی هیچگونه تضادی با تلاش وکسب روزی ندارد .
(( اسلام وسائل را به دیده واسطه می نگرد نه به دیده استقلال))
انسان آنچه از مقدمات که تحت قدرت واختیار او می باشد انجام دهد ونسبت به نتیجه اقدامات که بیرون از حیطه قدرت او است به خدا توکل کند .
در روایات است که کسی شتر خود را رها کرده بود و می گفت : توکلت علی الله
پیغمبر اکرم (ص) فرمود : (( اعقلها و توکل علی الله )) شتر را ابتدا ببند بعد توکل بر خدا کن.
خداوند می فرماید : " فاذا عزمت فتوکل علی الله " هنگامی که در کارهایت تصمیم گرفتی و مقدمات اراده تو پایان یافت آنگاه بر خدا توکل نما.
یکی از سنن الهی اصل سبب و مسببی است که بر طبق آن هر پدیده ای روی یک سلسله علل به وجود می آید در قران کریم به آیات متعددی که به این نکته اشاره دارد می توان اکتفاء نمود .
اما بعد.............
درصوفیه توکل ورضاء و تسلیم به آن معنائی که در گفتار و کردار مشایخ اولیه صوفیه دیده می شود با این اصل و سنت الهی سازگار نبوده و در" حقیقت در همه کارها انتظار معجزه داشتن است " !!!
اصل این تفکر از رهبانیت به تصوف اسلامی سرایت کرده و باعث انحراف شد.
انجیل متی آیه 25-27 از قسمت چهارم باب ششم چنین می گوید :
بنابراین به شما می گویم از بهر نفس خود اندیشه مکنید که چه بخورید و چه بیاشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید آیا نفس از خوراک و بدن از پوشاک افضل نیست ؟
مرغان هوا را نطر کنید که نه می کارند ونه می دروند و نه در انبانها ی خود ذخیره می کنند و پدر آسمانی شما آنها را می پروراند .!
آیا شما به مرات از انها افضل نیستید ؟"
"حارث محاسبی " روی همین اصل در تصوف مکتب خاصی به وجود آورده است که پیروان آن به نام " محاسبیان " نامیده می شوند .
نتیجه بحث : به هر حال "روش افراطی رهبانان" از یک سو و نوشته ها و گفتار "حارث محاسبی " از سوی دیگر موجب شد که توکل به همان معنی که در میان رهبانان معمول بود در تصوف رسوخ کند و از مبانی آن گردد.
شیخ عطار در تذکره شرح حالی از رابعه عدویه نقل می کند که در پستهای بعد به آن خواهیم پرداخت انشاء الله تعالی .
والسلام علی من التبع الهدی
العبد
(( میزان نفوذ آداب رهبانیت در تصوف))
پس از آنکه مراکز مهم مسیحیت و رهبانیت ازقبیل ( شام و مصر و عراق ) فتح گردید و مسلمانان با مسیحیان و رهبانان مسیحی تماس بیشتری گرفتند خطر نفوذ و تأثیر آداب و عادات رهبانیت در مسلمین بیشتر شد .
از این رو کسانی که تحت عومل و شرائط گدشته به تزهد و ترک دنیا و روش صوفیانه گرائیده بودند به زودی تحت تأثیر رسوم و عادات زاهدانه آنها قرار گرفتند و به تقلید آنان پرداختند .
البته به خاطر وجود مبارک اهل بیت ( ع ) بیشتر شیعیان از این تأثیرات در امان بودند و اگر در بین بعضی از مسلمین پذیزفته و به انحراف کشیده شد علت آن گمراهی از مسیر و صراط مستقیم اهل بیت (ع) و کمبود معنویت در بین منکرین اهل بیت بود. ( نفوذ در بین منکرین ولایت الهی )
(( تجرد – پشمینه پوشی – صومعه نشینی – ترک حیوانی – دائم الصوم بودن – و...)) برگرفته از رهبانان مسیحی بود که به صورت یک اصول و آداب ولوازم صوفیگری قلمداد شد .
(( مالک دینار )) به نقل از تذکره الاولیاء می گوید :
نمی دانم که آن چه معنی است ( که هر کس 40روز گوشت نخورد عقل او زائل می گردد و من 20 سال است که گوشت نخوردم و عقل من هر روز بیشتر می شود ؟؟!!
در حالیکه وقتی (عثمان بن مضعون ) خواست چنین کند پیغمبر (ص) او را نهی کرد و فرمود این عمل از آئین ما نمی باشد و هر کس از آئین من سر پیشی کند از من محسوب نمی شود.
یکی دیگر از آداب نفوذی راهبان در بین مسلمین غیر شیعه (( توکل مسیحی ))ااست. که در وقتی دیگر انشاء الله به آن پرداخته می شود
والسلام علی من التبع الهدی
العبد


