نمی دانم ا ین لفظ مقدس که در ایات و روایات به ان اشاره شده و ارزوی همه موئمنین بوده است به چه علت در صوفیه مورد استفاده قرار می گیرد ؟؟؟؟؟؟
مگر نه این است که صوفی همه ادیان را حق می داند و قائل به (((( صلح کل ))) می باشد!!!!!!
پس استفاده از این لفظ مقدس برای بعض اقطابشان برای چیست ؟؟
جهاد و شهادت در راه خداوند متعال جزء اعتقادات واقعی شیعیان می باشد و شیعه این مهم رادرطول تاریخ خونین و سرافرازش ثابت کرده است.
پس هیچ سنخیتی با تصوف ندارد . و با کمی تامل در می یابیم که این شگرد برای مظلوم نمای و جذب
توجه شیعیان است به درویشی گری .چون انها می دانند که (((( تولی و تبری ))) از اعتقادات مهم شیعه است و همین امر باعث عدم پذیرش ولایت طاغوت بوده است و بزرگترین حادثه تاریخ واقعه کربلا بوده که به عنوان الگوی شیعه قلمداد شده است .
ولی صوفیه که شهید پرور نبوده و نیستند و کشته شدن اربابانشان را دستاویزی برای دنیا طلبیشان قرار دادند. یکی ا ز این شهدا صوفیه ((( ملا سلطان گنابادی بیچاره ))) و ((( نور علیشاه ))) است که با مراجعه به تاریخ و علت مرگ اینها مسئله برای طالبین حق روشن می شود که چرا نور علی را که به دست مرید خودش کشته می شود را شهید می خوانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
العبد
( تاثیر رهبانیت در پیدایش تصوف )
گفتیم که با افراط در زهد و به انحراف کشیده شدن ٱن توسط عوامل داخلی ، عوامل دیگری هم در آن دخالت کرده و یک سری آداب و مناسک غیر اسلامی در آن وارد شد .
یکی از این عوامل خارجی و غیر اسلامی نفوذ مسیحیت در تصوف بود و این عامل به خاطر نزدیکی مرزهای اسلامی با مسیحیان و همچنین زندگی مشترکی که با مسلمانها داشتند به وجود آمد .
اگر به کتب صوفیه مثل ( تذکره عطار ) رجوع کنیم بسیاری از این داستانها را ذکر کرده است ... .
این عادات و رسوم رهبانیت بعدها به صورت ارکان ونمادهای اصلی تصوف تلقی شده و در به انحراف کشیدن زهد اسلامی نقش اساسی را به خود اختصاص داد .
حتی ارکان و مشایخ بزرگ صوفیه هم به ا ین مهم اعتراف کرده و بعضی هم خواسته اند که این مسئله را از خود دور گردانند ( رجوع کنید به کتب سلطان حسین تابنده ) .
همانطور که واضح است مسئله ( عرفان ) و مباحثی که با عالم مجردات مربوط است بسیار دربین مردم مورد توجه است . دراین میان هم عده ای برای این که به این کمالات نفسانی برسند به هر محلی سر می زنند که متاسفانه بعضی هم از دکان صوفیه سر در می آورند و از این مهم بی بهره می شوند .
با تطبیق دستورات درویشی و مذاهب غیر اسلامی به نکات بسیار هماهنگی بین آنها دست می یابیم که یکی از این اشتراکات با آئین ( مسیحیت ) است .
در کتاب تذکره الاولیاء به داستان ( ملاقات ابراهیم خواص ) با جوان ترسا و پیر راهب دیرنشین به عنوان نمونه اشاره شده است .
اما پر واضح است که پیامبر اکرم (ص ) و اهل بیت طهارت (ع) با این انحرافات به سختی برخورد کرده اند چنانکه در زمان حضرت رسول (ص) عده ای از مسلمانان به رویه رهبانیت مسیحی اظهار علاقه کردند و این باعث نکوهش انان شد.
ادامه بحث در پست بعدی ..... (انشاء الله)
والسلام علی من التبع الهدی
العبد


