تبليغاتX
- فرقه -



 

                    طریقت درتصوف وتضاد با شرع( قسمت پنجم) 

                           (( صورت قطب درعبادات))

 

 

(نورعلیشاه ) در کتاب (صالحیه ) چاپ سوم ، حقیقت 297و280 صفحه 212و حقیقت 598و599 صفحه323 و حقیقت 269 صفحه206.

 

در صفحه 323حقیقت 599 همان حرفی را میزند که (( صفی علیشاه )) در تفسیر خود آورده است .

(صفی علیشاه ) در تفسیرآیه « ایاک نعبد »  میگوید:

 

خطاب به خدا وقتی است که طلعت و صورت او را به نظرآوری و روی او را بینی .

آنوقت میگوید طلعت حق (( احمد)) است و ((علی)) . چون صورت احمد و حیدر را ندیده ایم

و نمی توانیم صورت انها را تصور کنیم پس باید (( تصور صورت مرشد را که ولی است ، بنمائیم که او مظهر آن دو نفر است .

 

    بنده آن باشد که بیند روی او                    بندگی او کند بر خوی او

   این عبودیت ز عشق است و نیاز               طاعت بی عشق مکر است و مجاز

   عشق هم ناید به دل بی علتی                    علت آن باشد که بینی طلعتی

  طلعت حق احمد است وحیدر است             یا ولیی کان دو تن را مظهراست.

 

                             

                         درزبدة الاسرار صفحه 1 مگوید :

 

برزبانم رانم چه لفظ اهدنا                        باشدم دل سوی پیر رهنما                                                                                             

 

 

                      مجمع السعادات باب 4 مینویسد:

 

((بدان که انسان تا مادام که خود را بر فتراک ولایت نبسته و پنیر مایه ولایت بشیر وجود او نرسیده و((( پیوند ولایت که صورت ولی امراست ))) در دل او داخل نشده مثل شیری است که استعداد پنیرشدن را دارد و مثل درختی است تلخ که استعداد پیوند خوردن دارد ...))   

 

سئوال این است که (‌ تصور صورت در عبادات و ...) را کدام یک از حضرات معصومین

و ائمه هدی (علیهم السلام ) برای خودشان جایز دانسته اند که اقطاب صوفیه آن را برای

خود نیز به عنوان ولی الگو برداری کرده باشند ؟!!

مگر قرآن کریم نمی فرماید :‌  (کان فی رسول الله اسوة حسنه ) حال در چه منبع دینی این را

اخذ کرده اند خدا میداند !!

الله وکیلی این تحریف و انحراف در دین نیست ؟ قرآن در مورد این اشخاص که کلام خدا را

می شنوند و آن را به دلخواه خود تحریف میکنند این گونه معرفی میکند :

 

            ((یسمعون کلام الله ثم یحفرفونه من بعد ما عقلوه ))

                          والسلام علی من اتبع الهدی

 

                    طریقت درتصوف وتضاد با شرع (قسمت چهارم)

 

 

 

یکی از شاخصه های مهم در مکتب عرفان حقیقی ، ملتزم بودن به شریعت است .

پیرو علی (علیه السلام) و اولاد پاک او باید پایبد به شریعت باشند ولی آنهائی که بیراهه رفتند به قول خود: بعد پخته شدن ، نماز خواندن ویا روزه گرفتن یا مقید به

حلال و حرام بودن را بر خود لازم  نمی دانند و شعار (اذا ظهرت الحقیقه بطلت

الشریعه ) سر میدهند در حالیکه مدعی پیروی حضرت علی (علیه السلام) هستند .

تازه از این هم بالاتر رفته و تمام ادیان وفرقه ها را حتی گاو پرستی و بت پرستی را حق میدانند و بی مهری نسبت به ملل و نحل را روا ندانسته به قول شاعرشان :

 

کس طالب یار است چه هشیار و چه مست

همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کُنِشت(معبد)

 

حتی در نظر آنان شیطان سید الموحدین است را او را عاشق میدانند و ترک سجده   را ناشی از دوستی و عشق او دانسته و میگویند نباید او را لعنت کرد در عین حالیکه لعنت خدا براو را نادیده گرفته، قرآن کریم می فرماید :

           ((  و إنّ علیک لََعنتي الی یوم الدّین ))

 

                لعنت من تا قیامت بر تو باد

در این قسمت هم باز به یک انحراف دیگری از دراویش و مخالفت با قرآن را

مورد بحث و نقد قرار دادیم ، امید وارم که عزیزان صوفی به خود بیایند و دست

از این مراد و مرید بازی بردارند و اگرمی خواهند به معرفت الهی دست یابند

سر بر آستان مقدس( الله ) گذاشته و از ذوات مقدس معصومین (علیهم السلام )

یاری طلبیده و این اقطاب را که قطب الاشقیاء هستند را رها کرده و خود را

از ( ظلمات بعضهم فوق بعض ) نجات داده و مثل خیلی از صوفیهای دیگر

توبه کرده و در صف مسلمین قرار دهید .

 

امام صادق (علیه السلام ) می فرماید : انسان گنه کار با اصرار بر گناهان نور

قلبش خاموش شده و دیگر امیدی بر نجاتش نیست .

 

                          والسلام علی من اتبع الهدی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385;ساعت ;  توسط العبد;  | 

دکتر نور علی تابنده در مصاحبه ای که درجواب نقد وبلاگ خرقه انجام

داده است سخنانی ایراد کرده است که تماما به ضرر خود ودراویش

گنابادی تمام شد ( که البته معلوم نیست که به خاطر کهولت سن این

سخنان را فرموده یا ...)

دکتر نور علی تابنده بارها خود را یک (عارف) معرفی میکند!!

دکتر نور علی تابنده میگوید که به من پیشنهاد هدایت و ارشاد داده شد

ولی من این بار را نپذیرفتم ولی قطبیت را پذیرفتم !

در حالیکه گناهانی را که یک شیخ گنابادی به دوش میکشد بسی سبکتر از قطبیت است و همه می دانیم که علت نپذیرفتن ارشاد (البته

اگر راست باشد) کسر شان بودن برای نور علی بوده است ولی قطب

بودن را می پذیرد!!!

در اجاره ببخشید اجازه ای که جدیدا به یکی از مشایخ داده است مگوید

وظایف ناشی از نبوت رسول را که شریعت باشد بر عهده علما ئی از

شیعیان گذاشت و شرائطش را معین کرد....

حال سئوال این است که به قول نور علی: مگر هدایت و مسائل شریعت

به عهده علما نیست ؟ پس چرا در مسائل احکام شرع از مجتهدین پیروی نمی کنند؟؟؟ چرا دراویش که ادعای عرفان میکنند کمترین و راحت ترین مسائل احکام را رعایت نمیکنند ؟؟ 

چرا به روایتی که گذاشتن (سبیل)  و تراشیدن محاسن را مذمت کرده

عمل و اعتنا نمی کنند؟ مگر نه این است که علما رهبران شریعت هستند پس چرا به تکالیف عملی خود عمل نمی کنند؟

مگر نه این است که (( کسی به کمالات معنوی نمی رسدمگر این که به هیچ حرامی مبتلا نشودو اصرار بر مکروهات نداشته باشد؟!!

تمام علما با این عمل مخالفت کرده و زدن ریش را حرام میدانند و گداشتن سبیل را مکروه ذکر کرده اند .

حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .....

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385;ساعت ;  توسط العبد;  | 

به نظر شما چه رابطه ای بین (جهاد و شهادت ) که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده و مفهوم (صلح کل ) در تصوف و جود دارد ؟

لطفا تحقیق کرده و نظر بدهید .

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385;ساعت ;  توسط العبد;  | 

وفات فقیه بزرگ عالم تشیع ومدافع مذهب اثنی عشری  حضرت ایت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (رضوان الله علیه) را بر تمامی شیعیان جهان بالاخص حضرت حجت ابن الحسن

و نائب بر حقش تسلیت عرض می نمائیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385;ساعت ;  توسط العبد;  |