
عارف کامل آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی (رحمة الله علیه )
حضرت آیت الله انصاری همدانی یکی از بزرگترین عرفا و علمای شیعه است که توانسته است با حفظ وتقید به شریعت راه سلوک و معرفت را طی نماید . این عالم بزرگ از سنین جوانی به اجتهاد رسیده و بنا به دستور قرآن کریم ( که بعد از تفقه در دین به سوی قوم خود برای هدایت برگردید ) به شهر خود یعنی همدان " برگشتند و به تربیت نفوس و بیان احکام مقدس شرعی اسلام همت گماشتند. این عارف بزرگ آنقدر در این مسیر سخت سیر و سلوک رنجها کشیدند که به گفته خودشان (( اگر علم طب نمی دانستند خیلی قبلها مرده بودند ! )).
با ا ین وجود هرگز از شریعت اسلام پا را فرا نگزاشتند و در تربیت شاگردانشان هم این مهم را مد نظر داشتند.
برخورد با صوفی
نقل کرده اند که یکی از روزها درویشی به خدمت ایشان رسید و خواستند که ایشان را ملاقات کنند . بعد از ملاقات ایشان عرض کرده بودند که من علوم غریبه میدانم و می خواهم این علوم را به شما عرضه کنم . ولی ایشان در جواب فرموده بودند که مایل نیستند و این امور را از مضرات سیر و سلوک و شریعت اسلام دانستند. و درویش ناامید از خدمت ایشان بیرون شد.
شاگردان بزرگ ایشان : آیت الله شهید دستغیب - آیت الله نجابت - علامه حسینی طهرانی - مرحوم ابهری و ... که هر یک از این بزرگان مفاخر عالم اسلام و عرفان هستند.
یک روز که شهید دستغیب در منزل ایشان بودند حضرت ایت الله انصاری به یکی از شاگردانشان فرموده بودند : این سید دنبال مقام فناء هست و با شهادت به این مقام می رسند.
مهمترن درس از زندگی ایشان این است که هیچ وقت به اندازه بال مگسی نباید از ولایت و شریعت اسلام جدا شد. زیرا جدا شدن از شریعت و ولایت اهل بیت نتیجه اش هلاک ابدی است. امیدواریم انهایی که دنبال عرفان و سیروسلوک صحیح هستند به بیراه نروند و ملاکهایی برای درستی راهشان داشته باشند که این ملاک ارزیابی عرفان صحیح " شریعت - ولایت " است.
یا علی مدد.
العبد
ظهور فراماسونري در حلقه دراويش (4)
بنيانگذار نخستين انجمن فراماسونري در ايران « ميرزا ملكم خان ارمني » است. او بنيان گذار نخستين تشكيلات فراماسونري است كه با كسب اجازه از ناصرالدين شاه و با نام « فراموشخانه » شروع به فعاليت نمود.
انتشار نشريه «قانون» مهمترين اقدام وي براي نشر انديشه هاي سكولاريستي و اومانيستي در ايران بود.
بعد از ملكم خان شاخصترين اعضاي لژهاي فراماسونري « ميرزا فتحعلي آخوند زاده ، ميرزا ابراهيم خان حكيم الملك (طبيب مظفرالدين شاه ) ، شيخ ابراهيم زنجاني ، حسن تقي زاده و …بودند.
اينان چهره هاي اصلي تاثير گذار بر روند سكولاريزه شده نهضت عدالتخانه و انحراف انقلاب مشروطه هستند كه با اجتماع در چندين حزب اسم و رسم دار و نيز چند لژ و انجمن مخفي فراماسونري و استقبال از ديكتاتوري رضاخاني ، موجب سركوب رهبران اصلي اين انقلاب را فراهم كردند.
تاملي برفرقه هاي نعمت اللهي و نوربخشيه در ايران معاصر
رونق دستگاه خانقاهي صفي عليشاهي نمي توانست از توجه دربار ناصرالدين شاه قاجار و نز عوامل بيگانه مصون بماند . ناصرالدين شاه ، ظهيرالدوله و سپس نظم الدوله (رئيس پليس تهران) را مامور مراقبت از خانقاه صفي عليشاه كرد. همزمان با تقويت اقتدار مرجعيت درمراحلي چون « جهاد با كفار روس ، قتل گريبادوف ، صدور احكام تحريم ، شكل گيري نهضت عدالتخاهانه و … » ناصرالدين شاه به اين انديشه بود كه قدرت مرجعيت و فقاهت را تضعيف كند . ناصرالدين شاه با تقويت نزديكترين نهاد كه از نظر اعتقادي به تشيع نزديك تر بود سعي در تضعيف نهاد روحانيت و در مقابل تقويت « خانقاه و فرقه هاي صوفيه » نمود.
از اين رو بيش از همه به تقويت دستگاه خانقاهي صفي عليشاهي در تهران نمود و فرق و سلسله هاي درويشي ديگري چون « گناباديه » و « نوربخشيه » از اين امر مستثنا نبودند.
ادامه دارد....
السلام عليك يا امير المومنين يا علي ابن ابي طالب
الحمد الله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت
اميرالمومنين و الائمه ( عليهم السلام )
اميدوارم كه حضرت مولا عليه السلام همه ما را جزء شيعيان واقعي خودش مرقوم بفرمايد و هم كساني كه او را دوست دارند ولي به دلايلي به بيراهه مي روند ( دراويش قاصر ) را هدايت بفرمايد و زير خيمه ولايت و امامت ائمه هدي عليهم السلام قرار دهد.
اين ايام ايامي بسيار مبارك است براي كساني كه خواهان حقيقتند.
اگر كسي دلش را به خدا بسپارد و از او ياري بطلبد و به عروة الوثقي الهي و اسماء حسنايش كه همان اهل بيت عصمت هستند چنگ زند ، بي شك خداي متعال ملائكه اش را به امداد و هدايت او خواهد فرستاد.
فضل خدا اهل بيت و ولايت پذيري ايشان است و هر كس به اين مهم دست يابد هدايتش قطعي است و الا اگر تمام عمرش را كنار كعبه به عبادت بپردازد و تولي به حضرات معصومين عليهم السلام نداشته باشد به اندازه پر مگسي بر اعمالش نيفزاده است.
دراين روزهاي مبارك كه بزرگترين عيد اسلام است از خداوند مسئلت درايم كه همه گمراهان را هدايت و از لغزششان درگذرد.
ياعلي مدد.
العبد
فراماسوني از انجمن مخفي و تشكيلات سري است كه در سده هاي اخير در اروپا و
امريكا و سپس در ممالك شرقي نقش چشمگيري درتحولات فرهنگي اجتماعي و
سياسي جوامع انساني داشته است. به يقين نخستين جمعيت هاي ماسونها بين
سده هاي نهم تا هفدهم ميلادي ايجاد شده است . اين انجمن ها ماهيت صنفي
داشتند و همانطور كه از اسمش پيداست براي دفاع از جايگاه صنفي و حقوق
اجتماعي بناها و معماران كاتدرال ( كليساي جامع ) پديد آمدند. دراواخر قرن دوازدهم
يا اوايل قرن سيزدهم بنايان و معماران كليساهاي بزك المان كه اغلب يهودي بودن
تشكلي به نام (( اتحاديه كارگران بناخانه )) را بنا نهادند. محل استرار اين اتحاديه
(( لژ )) ناميده مي شد. و هدف از حضور در اين اجتماع بحث و تبادل نظر درباره
تجربيات حرفه اي بود . اينان براي اين كه توانمندي حرفه اي خود را حفظ كنند جلسات
و نشستهاي خود را سري برگزار مي كردند و از راهيابي افراد غير عضو به لژها به
شدت جلوگيري مي كردند.و طبيعتا براي حفظ شان اجتماعي خود در باره مقولات
سياسي و اجتماعي نيز بحث مي كردند و مي كوشيدند درجهت منافع خود به
اقدامات "سري " نيز دست بزنند. تاملي بر پيشينه نظري فراماسونري از نظر نظري
اين جمعيت ها بيش از هر مكتبي ، تابع (( تصوف جهودي )) يعني (( قباله )) است !
اين مكتب رازآلود و شبه عرفاني را (( اسحاق كور يهودي )) بنا نهاد. واژه " قباله" از
ريشه عبري (( قبل )) و به معناي « سرسپردن و دل سپردن است » ،( كه يكي از
اركان تصوف و درويشي ميباشد !! ) و مجموعه تعاليم باطني را در برمي گيرد. و اين
مكتب راز آلود در دين يهود سابقه هاي ديرينه دارد و نشانه هايي از جادوگري و
ساحري !! برخي از يهوديان نخستين را مي توان درمكاتب مصر باستان نيز يافت .
( گوساله سامري و ... ) اسحاق كور و شاگردانش از بنيانگذاران آموزه های
« اومانيسم سكولار » هستند. احياي آموزه هاي اسرار آميز قباله در« خانقاه موسي
بن نهمانديس » همزمان با شكل گيري لژهاي ماسوني بود.
ادامه دارد...
در دوره معاصر به موازات تاثيرپذيري بخشهايي از جامعه ايراني از امواج مدرنيته ، حلقه هاي دراويش نيز مورد توجه انجمن هاي سري و تشكلات ماسوني " مبلغ افكار مدرنيستي واقع شد.
برخي از چهره هاي شاخص فراماسونري مانند " جيمز موريه " اين حلقه هاي را كانون توجه خود قرار دادند. همزمان با تلاش دربار قاجار" و جريان هاي ماسوني و شبه روشنفكر وابسته به غرب – كه براي محدود كردن نهاد مرجعيت " و روحانيت در كشور شكل گرفته بود – حلقه هاي دراويش و خانقاه ها به عنوان يكي از نهادهاي اجتماعي كه مي توانست موازي با نهاد مرجعيت فعال شود ، بيش از پيش مورد طمع آن جريان ها قرار گرفت.
در حالي كه فرقه سازي و نيز بازسازي فرقه هايي چون اسماعيليه " در دستور كار دشمنان مرجعيت شيعي قرار داشت ، تقويت سلسله هاي دراويش نيز مي توانست مكمل اين برنامه باشد. البته صوفيه ايران در سده هاي اخير پيوندي جدي با تشيع داشت و اغلب ايشان با وجود آن كه اقطاب طريقت خود را داراي مقامي رفيع مي دانستند ولي در دانش و معارف اسلامي خود را محتاج مرجعيت و فقاهت مي دانستند و براي مراجع عظام تقليد نيز احترام قائل بوده و به آنان اعتقادي راسخ داشتند و اساسا نمي توانستند با مقابله با مرجعيت در متن جامعه جايي داشته باشند.
اما در دهه هاي اخير كه امواج مدرنيزاسيون شيرازه جامعه ايراني را با چالش مواجه كرد ، زمزمه هاي امتناع از نهاد مرجعيت د رحلقه هاي دراويش شدت يافت. كانون اين زمزمه ( امتناع از نهاد مرجعيت ) از خانقاه (( ظهيرالدوله )) بود. اين خانقاه كه محفلي پوششي براي يك " لژ فراماسونري " به نام (( انجمن اخوت )) بود ، از سوي يكي از وابستگان به دربا كه دلبسته غرب نيز بود اداره مي شد.
اين انجمن نخستين كانون جدي دراويش ، هنرمندان ، و اديبان فراماسونر نيز بود كه ضمن استفاده از ظواهر طريقت صوفيه و برپايي مجالس وعظ ، خطابه ، شعر و موسيقي ، مبلغ آراء و انديشه هاي ماسوني درميان اين بخش از نخبگان جامعه بود. دراين تلاش براي نفوذ در ديگر كانونها ي صوفيه بويژه (( نوربخشيه ونعمت اللهي گنابادي )) از سوي فراماسونرها به يك سري نتايج رسيد كه در اين زمان تا حدودي از آن قابل لمس است. ( در پستهاي بعد انشاالله به نتايج نفوذ فراماسونرها در نعمت اللهيه خواهيم پرداخت ).
نتايج نفوذ ماسوني در حلقه دروايش صفي عليشاهي روشن است و در آينده به آن خواهيم پرداخت.
ادامه دارد...
" خانقاه ظهير الدوله در دربند "
علي خان ظهير الدوله معروف به صفا عليشاه " ( داماد ناصر الدين شاه ) با ورود به خانقاه ميرزا حسن اصفهاني معروف به " صفي عليشاه " محبت وي را به خود جلب كرد و يكي از اركان اصلي خانقاه شد. بعد ار رحلت صفي عليشاه ( مهمترين قطب دراويش ) جاي او را گرفت و نهادي به نام (( انجمن اخوت )) راه انداخت.
و در پوشش اين انجمن فعاليتهاي ماسوني را در ميان دراويش بسط داد . ...
ادامه دارد....

ظهور فراماسونري در حلقه هاي دراويش
فراماسونري عنوان مقوله اي پيچيده ونهان روش است كه براي سيطره جهانخواران بر منابع مادي و معنوي جهان تلاشي چند صد ساله دارد. اين نهاد بين المللي با شاخ و برگهايش نسبت معيني با (( صهيونيسم )) دارد وبراي پيشبرد اهداف خود كانونهاي مختلف فرهنگي و سياسي جوامع مختلف را هدف خود قرارمي دهد. يكي از اين كانونهاي جدي كه در ايران هدف فراماسونرها قرار گرفت ، حلقه هاي دراويش و زاويه ها و خانقاه هاي متصوفه بود.
در دهه هاي اخير كه امواج مدرنيزاسيون ، شيرازه جامعه ايراني را با چالش مواجه كرد ، ((خانقاه ظهيرالدوله )) انجمني مخفي براي هدايت دراويش ، هنرمندان و اديبان به سوي اهداف فراماسونري تشكيل داد تا ضمن انحراف جامعه ايراني از مرجعيت به طريقت متصوفه، راه را براي نفوذ بيشتر در امور كشور هموار كند.
(( علي خان ظهيرالدوله قاجار )) داماد ناصرالدين شاه كه جانشيني "صفي عليشاه " را
يافته بود، با تاسيس اين انجمن در پوشش يك " خانقاه " پيوند فراماسونرهاي مشهوري چون "تقي زاده " با اديبان و هنرمنداني چون ملك الشعراي بهار- ابوالحسن خان صبا – رهي معيري – درويش خان – ايرج ميرزا – محمد حسين لقمان ادهم – روح الله خالقي – فروغ فرخ زاد – سعيد نفيسي و ... را برقرار كرد و كوشيد تاثير مورد فراماسونرها را برآنان جديت بخشيد .
ادامه دارد ...
گزيده اي از دعاي امام حسين (ع) در روز عرفه
ستايش سزاوار خداوندي است كه كس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست كه وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري بپاي صنعت او نرسد. بخشنده بيدريغ است. اوست كه بدايع خلقت را بسرشت و صنايع گوناگون وجود را با حكمت خويش استوار ساخت.
پروردگارا بسوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف كنم كه تو تربيت كننده و پرورنده مني. و بازگشتم بسوي توست. مرا با نعمت آغاز فرمودي قبل از اينكه چيز قابل ذكري باشم.۱ؤقبل از هدايت مرا با صنع زيبايت مورد رأفت و نعمتهاي بيكرانت قرار دادي. آفرينشم را از قطره آبي روان پديد آوردي. و در تاريكيهاي سه گانه جنيني سكونتم دادي، ميان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرينش خويش نگرداندي و هيچيك از امورم را بخودم وا نگذاشتي ....

زيرسايه کفار
<<>>
چند ساليست که غرب با تمام قوا در حال حمله وهجمه به اسلام ونمادهاي آن است.حجاب وهر نماد اسلامي را مورد هجمه قرار مي دهند.آنچه که به ايران نيز مربوط است از اين هجمه مصون نمانده است.
اهانت به رسول گرامي اسلام در نشريات غرب،حمله پاپ(رهبر مسيحيان) به اسلام وتبليغات روز افزون رسانه ها ودستگاههاي ديپلماسي غرب عليه اسلام بويژه تشيع در اين چند ساله جزو اين هجمه بوده است
حال سئوال ما اينست که چه شده امروز غرب دلش براي شيعه وامت اسلام سوخته واز يونسکو گرفته تا سازمانهاي مختلف عزم خود را براي ترويج مولوي جزم کرده اند. چه شاخصه اي در مولوي ديده اند که باعث شده اينگونه دايه مهربان تر از مادر شوند وامسال را نيز به نام او کنند
اگر سخنان واشعار مولوي مباني ناب اسلامي را مطرح مي کرد آيا اينها اين گونه براي او هزينه مي کردند
چه شده که حتي پاپ بنديکت شانزدهم پس از آنهمه اهانت به اسلام امروز براي مولوي پيام مي دهد
و متاسفانه در اين بين عده اي نيز فريب خورده ودر دام تبليغات غرب گرفتار شده اند.
مگر امام راحلمان نفرمودند هر کجا ديديد غرب پشت سر چيزي يا کسي جمع شده اند به او شک کنيد
مستر همفر، جاسوس انگليس در کشورهاي اسلامي، در خاطرات خود برنامه دولت انگلستان را در مورد اسلام اينگونه بيان ميکند:
«گسترش همهجانبه خانقاههاي دراويش، تکثير و انتشار رسالهها و کتابهايي که مردم عوام را به روي گرداندن از دنيا و مافيها وگوشهگيري سوق ميدهد، مانند مثنوي مولوي و احياء العلوم غزالي» (۱)
حال بر آن شدييم بنا بر رسالت ديني واسلامي خود پرده از برخي انديشه ها ونظرات مولوي بر دارييم.
به دليل اينکه مثنوي مهمترين اثر اوست بر آن شدييم تا پاره اي از انحرافات اين شاعر صوفي مسلک را براي متدينين بنويسيم باشد که مورد توجه قرار گيرد
(۱) خاطرات مستر همفر،ص 65
سوالاتی از حقيقت قطب(2)![]()
۱- آيا حرف شما كه مريد بايد چشم كرامت بين داشته باشد يعني چه؟!
۲- آيا صحيح است كه همه عبادات و معملات مريدان بايد با اجازه قطب و امر او باشد و الا باطل است؟و به چه دليل آيه (( ما اتيكم الرسول )) را دليل برعمل خود ميداند و مفهوم مخالف از آن مي گيرد؟!!
۳- آيا اسمي را كه قطب به مريد تلقين مي نمود كه آن را به دل يا به زبان بگويد ، اگر شخص ثالثي بدون اطلاع قطب آن را بگويد موثر است يا نيست ؟ يعني اثر را در موثر اجازه قطب جعل مي كند و قطب صاحب اجازات و الزمان است ؟!!
۴- آيا تحصيل اجازه قطب واجب عيني است يا كفايي ؟؟ آيا مجتهد است يا مقلد ؟ آيا مجتهد و مقلد بايد از ناحيه ي او مجاز باشند تا اعمالشان صحيح باشد؟
۵- قطب با چه مجوزي اموال دراويش را ( اعم از عشريه ، ذكات فطر ، نذر ) از مريدان مي گيرد و باقي اموال را براي مريد حلا ل مي كند؟؟!! آيا قطب به مقام شارع رسيده و از خدا دستور گرفته؟!
یا علی مدد
دوستدار دراویش تائب ........................................................................................ العبد


